كعبه مانند صدف در دل خود گوهر داشت
گوهري زينت هستي چونان حيدر داشت
يك پياله ز مي اش مست كند عــــالم را
آنكــه اندر قدحش باده اي از كوثر داشت
چون علــــــي خواست و عزم سفـر خاك نمود
كعبه از عشق رخش سينه ي خود چاك نمود
آمد و گشت تجلي گه الطــاف خـــــــــــــــدا
نام نيكش به زبان شهــــــــــــــره افلاك نمود
