پیام های دریافتی آقای ک. ش. که با همین نام هم وبلاگ داره
آقا جون
از خدابخواه تو گریه های حیدریت
واسه تو یه خورده قابلم کنه
گر در ره جانان ندهم من دل و جان را
باید که دهم در در ره شیطان دو جهان را
در ساحل غدیر جهان طفل مکتب است
عیدی که پاگشایی انوار در شب است
در فتنه های آخر وقت و زمان غدیر
حلال مشکلات جهان معذب است
فصل ها در هم و برهم شدند
زندگی ها همه درهم شدند
چشم ها بسته دهان ها همه باز
با حیا ها چقدر کم شدند
گرچه عباس نه حتی حسنش آنجا بود
فاطمه صاحب آن قدرت بی همتا بود
کشتن خیل منافق به دمی بود ولی
صبر سرلوحه اعمال بنی طه بود
زمین شد زغفلت کثافتکده
زمان گشته از کفر آفتکده
در این دوره خشگلی های زشت
بیا باغبان تا به جا مانده کشت
تو جلوه هر پنج تن آل عبایی
در داغ پیمبر غم زهرا به عزایی
همراز علی در شب قدری چه صفایی
همدوش حسن همنفس صبر خدایی
تو آینه نور حسین و شهدایی ... زینب
از هجر تو غروب حرف خوبی نزدیم
در ساحل تو مثل به جوبی نزدیم
ای یازدهم سروش فریاد خدا
رفتی و دگر می ربوبی نزدیم (شهادت امام حسن عسگری علیه السلام)
ای فخر تمام کهکشانها
ارباب دریچه زمانها
در روز طلوع طلعت تو
شادند تمام آسمانها
بی نام تو هرچه گفتیم باد هواست
بی یاد تو باده های ما باشد ماست
در عالم ادعای عشق و مردی
یک کلمه ز صد هزار کی باشد راست
گویند حلال زاده چون داییست
این کلمه اگرچه از سر دانائیست
اما به جهان اگر به دقت نگری
یک شاخه به اندازه اصل اعلا نیست
به رسیدن بهاران
سحرت ستاره باران
که شبی گذشت سنگین
شب تلخ روزگاران
تا شب شهاب باران شد دیدگان جانت
یادی ز تشنگان کن با اشک دیدگانت
اهر جا که دیدی یک گل نیلوغر آبی
جایی که می افتد به دریا بال مرغابی
وقتی که دارد موج دریا حال بی تابی
آنجا که دارد چشم عاشق رنگ بیخوابی
ما را به یاد آور
از خاله خوبم آب اندوخته ام
علم و ادب و شرافت آموخته ام
او هست چو مادرم خدا یارش باد
از هر شر و بد خدا نگهدارش باد
+ نوشته شده توسط پـیـــــــــام نـــگار در چهارشنبه 26 فروردین1388 و ساعت
11:0 |